مفهوم شناسی

1. لغوی: مشروعیت از ماده شرع در اصل مصدر و به معنی راه آشكار است، و به آن شرع (بفتح و كسر اول) و شریعت گفته شده و بطور استعاره به طریقه خدائى اطلاق شده است.(1)

2. اصطلاحی:  با عنایت به مفهوم لغوی واژه مشروعیت ـ كه به نوعی دارای مفهوم قدسی، الاهی بودن و صدور از جانب شارع است ـ می­توان گفت که مشروعیت همان چیزی است که پایه قوام و مایه دوام هر حكومت است و بدون آن ادامه حیات دولت‌ها جز از طریق قهر و سركوب امكان‌پذیر نیست. به همین دلیل هم، تمامی فلسفه‌های سیاسی برای تعمیق مبانی فكری حكومت مورد نظر خود تلاش می‌كنند.(2)

بحث مشروعیت حکومت یکی از مهمترین و حادترین مباحث حکومتی و سیاسی پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) بود اینکه چه کسی حق حکومت و زعامت بر مردم را دارد و حاکم بر اساس چه ملاکها و معیارها و با چه مجوزی می تواند حکومت را از آن خود نماید ، اساسی ترین بحث بعد از وفات رسول الله بود که منجر به منازعات و مجادلات داخل سقیفه و نهایتا" اختلاف مسلمانان به دو گروه مهم شیعه و سنی شد .

آنچه میان تمام گروههای مسلمانان مسلم و قطعی است این که خداوند تنها موجودی است که حق تسلط و ولایت بر دیگران دارد و خالق و مالک همه جهان هستی منجمله انسانهاست بنابر این حاکمیت ذاتا" و اصالتا" حق خداوند است و از این رو نظریاتی که این حق را اصالتا" به انسانها می دهندبرخلاف منطق توحیدی قلمداد می شوند. انسانها به هیچ وجه دارای حق ذاتی برای حاکمیت نیستند که آن را از طریق قرارداد اجتماعی ،بیعت،شوری و یا رضایت به دیگران واگذار نمایند.آنان اگر حقی داشته باشندحقی است که خداونداز طریق نص عام یا نص خاص به آنها اعطاء کرده است. ولی نکته ای که در همین رابطه باید به آن توجه داشت این است که خداوند گرچه دارای حق حاکمیت و تصمیم گیری برای همگان است و همه باید ولایت او را بپذیرند ولی انسانها را مجبور به انجام این تکلیف نکرده است . هر چند در صورت تخلف مرتکب معصیت الهی می شوند. از این رو،حق حاکمیت خدا با آزادی انسانها در تعارض نیست.زیرابشر در انجام این تکلیف مختار است،همچنانکه راه گمراهی نیز برای او گشوده است.

بنابر این یگانه ذات مشروعیت بخش ،خداوند متعال می باشد و حتما" هم مرتبه ای از ولایت خود را به انسانها تفویض کرده است ولی اختلاف نظرها در آن است که آیا حق حکومت بر مردم را مستقیما" به صنف یا فرد خاصی واگذارکرده است یا این حق را کلا" به مردم وانهاده است؟اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان برآنندکه در زمان حضور پیامبر (ص) خداوند حق حاکمیت و ولایت خود را به موجب آیات ((اطیعوالله و اطیعوالرسول )) و ((النبی اولی بالمومنین من انفسهم)) به پیامبر(ص)تفویض کرده است. لیکن محل نزاع اصلی میان اندیشه وران شیعه و اهل سنت در مشروعیت حکومت پس از پیامبر (ص)می باشد.

عامه فقها و دانشمندان اهل سنت براین باورندکه خداوند حق حکومت و ولایت را بعد از پیامبر(ص)به همه امت واگذار کرده است و مردم در انتخاب حاکم و امام مسلمین مختار می باشند مع ذلک از عناصر دیگری همچون استیلاء و زور و غلبه ،ولایتعهدی و نصب امام قبلی ،نیز بعنوان مشروعیت حکومت نام برده اند.

درمقابل شیعه معتقد است که کسی که در مصدر حکومت قرار میگیرد به واقع در ولایت خدا دخالت کرده است بنابراین اعمال ولایت نیز در انحصار کسی خواهد بود که مجوز چنان تصرف و ولایتی را از خداوند یا پیامبر (ص)از طریق نص عام و یا نص خاص داشته باشد،زیرا اگرولایت مستندبه خداوند نباشدولایتی غاصبانه است که خداوند آن را تحریم و بندگانش را از قبول آن منع کرده است .

مع ذلک نظر شیعه درخصوص دو فاصله زمانی بعد از پیامبر (ص)در سال 11 تا 260 هجری قمری و از سال 260 هجری یعنی آغاز غیبت حضرت مهدی (عج)تا به امروز متفاوت است. دربرهه زمانی پس از رحلت حضرت رسول (ص)شیعه معتقد به وجود دوازده معصوم است که آنان را با ادله عقلی و نقلی و با نصوص خاص منصوب از جانب خداوند می داند و در پاسخ به انتقادهای کسانی که از اصل انتخابی بودن جانشینان پیامبر (ص) دفاع می کنند علاوه بر تمسک به احادیث و روایات ،احتجاج می کند که مساله امامت و رهبری امت حیاتی تر از آن بوده که به رای و ونظر افرادی عادی که ممکن است شخص ناصالحی برای این مقام برگزینند وانهاده شودو این باهدف الهی از تنزیل کتاب و ارسال پیامبر تعارض داشته است.فقط خداوند از وجود صفات علم و عصمت در افراد با خبر است و می تواند با شناساندن این افراد از طریق پیامبرانش پیروزی وحی و تنزیلهای خود را تامین نماید.

شیعه می گویدخلافت اسلامی که البته ولایت باطنی و پیشوایی معنوی لازم لاینفک ان است از آن اولاد علی (ع) است که بموجب تصریح خود پیامبر(ص) و سایر ائمه اهل بیت (ع)دوازده تن می باشندو می گوید: تعلیمات ظاهری قرآن کریم که احکام و قوانین شریعت می باشندو درعین حال که به حیات معنوی کامل نیز مشتملند دارای اصالت و اعتبارند و این احکام و قوانین را از راه اهل بیت (ع)باید به دست آورد و بس.

حضرت علی (ع) با وجود مشروعیت الهی حاکمیت خود به سبب جهل مردم و زورمداری غاصبان خلافت برای حفظ نهال نوپای اسلام و اقتدار جامعه اسلامی 25 سال صبر پیشه کردتا آنکه فساد و نابسامانی در دستگاه خلافت به حدی رسید که دامنه شورش و نارضایتی اکثر بلاد اسلامی را فرا گرفته و آنگاه آنحضرت به اصرار مردم و آراء آزادانه مردم به حکومت و خلافت ظاهری رسید. این  زمان سرآغاز دوره تاریخی بسیارکوتاه و پرباری است که تقریبا" چهارسال و نه ماه به طول انجامید و به اضافه نزدیک به شش ماه دوران خلافت ظاهری امام حسن (ع)تنها دوره حاکمیت ظاهری شیعه در تاریخ اسلام به عنوان اداره سیاسی جامعه است. در دوره های دیگر تاریخی ،ائمه معصومین (ع)فقط شان مرجعیت دینی را بر عهده داشتند و شان سیاست و حکومت بر جامعه بدست خلفای جور و غاصب بود.

در دوران پس از غیبت نیز یعنی پس از شهادت امام حسن عسگری (ع) که سرآغاز آن سال 260 هجری است و بمدت 70 سال ادامه داشت چهار نفر بنامهای 1- عثمان بن سعید 2 - محمدبن عثمان 3- حسین بن روح نوبختی و 4- علی ابن محمد سمری یکی پس از دیگری به عنوان نایب خاص امام زمان (عج) پاسخگوی مشکلات ونیازهای شیعه بوده اند.آنان افرادی دانشمندو مورد اعتماد آن حضرت بوده و به مقام نیابت خاص آن حضرت منصوب شدند و رابط بین امت و امام معصوم (ع)بودند.

شیعه معتقد است همانگونه که حکومت خود پیامبر از طرف خداوند متعال مشروعیت پیدا کرده ، حکومت ائمه پس از آن حضرت (ص) نیز چنین بوده وپیامبر به فرمان خداوند متعال ائمه را با صرف نظر از سایر شئون امامت به عنوان ولی امر مسلمین و متصدی تدبیر و اداره جامعه تعیین کرده است که وظیفه پیامبر (ص) هم صرفا" ابلاغ حکم بوده است بنابراین عزل و نصب ائمه و نیز مشروعیت و اعتبار بخشیدن به رهبری و ولایت آنان به دست مردم نیست ، چنانکه از آیه (( و ما کان لمومن و لا مومنه اذا قضی الله و رسوله امرا" ان یکون لهم الخبیرهزمانی که خدا و رسول در کاری حکمی کردند هیچ مرد و زنی کارهایشان از خود اختیاری ندارند.)) (سوره احزاب آیه 36) می توان این مطلب را استفاده کردلذا همه ائمه منصوبین (ع)منصوب از طرف خداوند هستند چه مسلمین با این انتصاب موافق باشند یا نباشند، و این از ضروریات مذهب شیعه است و مستند به نصوص بسیاری از کتاب و سنت می باشد.

بنابر این حکومت مخصوص ذات باری تعالی است و اگر بخواهیم حکومت انسانی را بر دیگران مشروع بدانیم باید این ولایت به طور قطع مستند به خداوند متعال باشد.

در بخش های دیگر سعی خواهد شد آن دسته از دلایل عقلی و نقلی که بر مشروعیت الهی حکومت و ولایت ائمه اطهار(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) تصریح داشته مطرح کنیم .(3)

 

1-      جعفر پیشه، مصطفی، مقاله مبانی مشروعیت نظام اسلامی در نگاه شهید مطهری ره، فصلنامه حكومت اسلامی، شماره 31 ، ص3.

2-      راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق بیروت‏، 1412 ق‏، چاپ اول،‏ ص 450.

3-      محمدرضا حاتمی ، مبانی مشروعیت حکومت در اندیشه سیاسی شیعه(تهران ،رازی ،1389)