حوزه فرهنگ  در مسئله توسعه جهانی به طور فزاینده قابل توجه است و این مسئله در ارتباط با سهم فزاینده کالاهای فرهنگی، خدمات و مالکیت معنوی در تجارت جهانی می باشد. همچنین از طرف دیگر تهدیداتی به تنوع فرهنگی و هویت های مرتبط با جهانی شدن معاصر است. همچنین اگاهی فزاینده ای به این مسئله وجود دارد که تنوعات فرهنگی به خاطر حقوق بشر جهانی حفظ شود و ارتقاء یابد. همچنین آزادی های بنیادی با تنوعات زیست محیطی و ژنتیکی همراه است. در این­جا این نقطه نظر مورد تاکید است که توسعه پایدار زمانی قابل دسترس است که هماهنگی و هم ترازی بین اهداف تنوع فرهنگی و برابری اجتماعی، مسئولیت زیست محیطی و حیات اقتصادی وجود داشته باشد.
       هدف از این مقاله این است که به شکل ماهرانه به فرهنگ به عنوان رکن چهارم توسعه پایدار که با ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی همراه است، پرداخته شود. مفروض کلیدی این مقاله این است که به فرهنگ بیش از مظاهر آن مانند "هنر" توجه شود. و فرهنگ را بیشتر به عنوان " نظم اجتماعی کلی" باید مشاهده کرد. از این منظر، حتی بافت توسعه پایدار نیاز به تجدید نظر دارد به خاطر مفاهیم ویژه از نظم اجتماعی جهانی که با توجه به تفسیرهای متقاوت ، اولویت بندی های گوناگونی را دارد.
  بنابراین در این مقاله هم به بررسی فرهنگ توسعه پایدار به عنوان اصطلاحی که چگونه یک دستور کار جهانی را تکامل می دهد و هم این که چگونه عرصه فرهنگی می تواند به تسهیل بافت توسعه پایدار کمک کند، توجه می شود. در این مقاله تمرکز بر روی ایالات های در حال توسعه ایسلند به خاطر این که به مفهوم فرهنگ در توسعه پایدار اولویت داده اند، می باشد.